<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>...که کردار ماند زما یادگار </title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com</link>
<description>این سخنکده را برای ابراز نظرها، خاطره ها و عقایدم بروز می دهم.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 21 Mar 2011 14:17:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>تجلیل از شانزدهمین سالگرد شهادت استاد مزاری در مسکو</title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مراسم رسمی حدود ساعت 6 شام با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط صمیم صفری آغاز یافت. پس از آن زندگینامه بابه مزاری توسط محمد مهدی نوری قرائت شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سپس تنی چند از فرهنگینان و فرهیخته گان به النوبه مطالب و اشعاری در وصف مزاری شهید قرائت نمودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آن جمله :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         آقای سید عباس&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         آقای فاروق فردا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         خانم مینا نادری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         آقای قاسم توکلی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         خانم خاطره رضایی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         آقای عزت الله حسینی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         آقای استاد شاه محمود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         آقای حاجی لیاقت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و در اخیر نیز جناب استاد حاجی محمد محقق که به منظور اشتراک در این مراسم به مسکو سفر نموده بود، با سخنرانی خود در وصف استاد مزاری شهید مراسم پایان یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آقای مهدی کلانتر زاده مجری مراسم بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سزاوار یادآوری است که در این مراسم جناب جنرال خدایداد هزاره وزیر اسبق مبارزه با مواد مخدر افغانستان نیز اشتراک داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در این مراسم جمع کثیری از نخبگان افغانستان، مسئولین اتحادیه ها، فوندها، انجمن ها، اعضای انجمن زنان، کارمندان وزارت خارجه، محصلین روسی و افغان، ژورنالیستان و تاجران و کسبه کاران اشتراک داشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مراسم با صرف طعام شام پایان یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Mar 2011 14:17:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو 1390 و نوروز باستان مبارک و فرخنده باد</title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;امید که برای همه سالی سرشار از مهر و محبت، پیروزی، بهروزی، کامیابی و سرشار از الطاف خداوند باشد. سالی باشد که آرزوهای نیک همه برآورده شود و در وطن عزیز نیز آرامش و امنیت و ثبات تامین شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;PADDING-BOTTOM: 8px; PADDING-RIGHT: 8px; PADDING-TOP: 8px&quot; id=il_fi src=&quot;http://safahateentezar.persiangig.ir/image/eid-noruz.jpg&quot; width=352 height=264&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Mar 2011 13:36:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;باز هم میل سیاه کردن این صفحه &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امروز اول صبح به یاد دوستانی که زمانهایی با هم بودیم و فعلا هر کدام در نقاط مخلتف زندگی می کنند و یا در وطن عزیز هستند، افتادم، خواستم از این طریق با آنهایی که این صفحه را می بینند سلامی داشته باشم و آن عده دوستانی را که طی روز و یا طی هفته می بینم نیز دستشان را می فشارم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته ای مرا رنج می دهد، که بد نیست در اینجا آن را به صورت حروف شکلشان بدهم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;راستش بعضی اوقات از مردم و یا دوستانی که آنها را دوست می پنداری، به آنها محبت می ورزی، آنها را با آغوش باز  می پذیری، هر کاری که از دستت برآید برایش انجام می دهی، ولی زمانی که گرفتاری داشته باشی، به او نیاز داشته باشی که کمکت کند و یا کاری که از دستش بر می آید برایت انجام دهد و یا ... ، با بی فکری و بی شرمی، بدون نظر انداختن به آن وقتی که برایش کاری انجام دادی که او در حالت گرفتاری حاد بوده، خود را یا نشان نمی دهد و یا به تلفونش اگر زنگ می زنی، به نحوی از انحاء طفره می رود، خود را طوری جلوه می دهد که قبلا هیچ محتاج کمک نبوده و یا خود را زیرک و زرنگ می پندارد که یک طوری دوری کند، بیزار می شوی. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;برای من نیز این روزها چنین عملی پیش آمده. به همان آدمهایی که چندین دفعه چاره اندیشی کرده ام، به روزی که گرفتاری داشته اند، یک طوری خواستم که حلال گرفتاری و مشکلاتشان باشم، اما آنها نمی خواهند حتی آن روزها را به یاد آورند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنده به شخصه آدمی هستم که اگر نیکی از کسی ببینم، مدیون آنها باشم، در هر زمان و مکان خواهان این هستم که هر کاری بتوانم برایشان انجام می دهم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Nov 2010 12:50:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عید سعید قربان مبارک باد</title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;عيد آمد و عيد آمد وان بخت سعيد آمد      برگير و دهل مي‌زن کان ماه پديد آمد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از صمیم قلب عید سعید قربان را  به تمام دوستان و هم میهنانم که در هر کجای این گیتی زیست می کنند، تبریک و تهنیت گفته و از خداوند منان برای تک تک شما خوبان آرزوی بهروزی، سعادت و کامیابی می نمایم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امید که روزی وطن عزیزمان از بی امنیتی و جهل و جهالت طالبان و طالب پرستان رهایی یابد، تا دیگر بازیچه کشورهای جهان نباشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Nov 2010 22:32:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;مینا نادری برای افغانها و افغانستان افتخار آفرید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=3&gt;مینا نادری دانشجوی سال دوم فوق لیسانس (ماستری) در دانشکده علوم انسانی خوب درخشید و افتخار آفرید. وی دوره لیسانس را ژورنالیزم یا خبرنگاری خوانده است و فعلا  ماستری علوم سیاسی می خواند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;وی با سعی و تلاش و کوشش فراوان و همت و پشتکار دائمی توانست در ترکیب ۸ دانشجوی برتر و ممتاز دانشگاه دوستی ملل شهر مسکو در میان حدود ۴۰ هزار دانشجو از ۱۴۰ کشور جهان - درآید. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;طی سالهای متمادی بعد از قرارداد دوستی و همکاری میان روسیه و افغانستان - مینا نادری - اولین دانشجویی است که خوش درخشیده است و برای دانشجویان افغانی در روسیه و افغانهای مقیم روسیه و وطن عزیزمان نام نیکی در میان اتباع دیگر ممالک بجا گذاشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اتباع کشورهای دیگر نشانه های افغانستان را فقط مواد مخدره و طالبان و آدم کشان می شناسند. اما آنروز که خانم نادری دیپلوم افتخاری سرخ (که برای دانشجویان ممتاز) به عنوان افتخار اعطا می شود - یکی از نشانه های خوب وطن عزیزمان را برای دانشجویان ۱۴۰ کشور جهان نشان داد که آن درس خواندن و تلاش کردن و ممتاز شدن است - نه مواد مخدره و طالبان.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در میان ما افغانها نیز آدمهایی دیده می شود که به جای تبریک گفتن به یک دانشجو که نام کشورش را بلند برده و افغان ها را سربلند کرده - این خبر را نادیده می گیرند و پذیرای این نیستند که چشم شان سربلند یک دانشجو و سربلندی افغانها و افغانستان را ببیند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بنده صمیمانه به مینا نادری این پیروزی بزرگ را تبریک می گویم و از خداوند منان موفقیت - کامیابی- و صحتمندی و شکوفاتر از حال را برایش آرزو دارم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Nov 2010 22:46:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>امتحان دولتی را گذرانده ام و پایان نامه را نیز دفاع کردم. فعلا منتظر اخذ سند فراغت ماستری ام هستم  که در اواخر ماه جون روز اعطای سندها است. </description>
<pubDate>Tue, 25 May 2010 13:26:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>کابل هستم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ملالی نیست جز دوری دوستان نازنینم. البته اینجا با دوستان جدیدی آشنا شده ام و می شوم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزهای اول بودنم در کابل روزهای سردی را می گذراندم. ولی هوا روز به روز گرمتر می شود. شهر کابل هم مثل دیگر شهرهای وطنم خاک آلود و غبار آلود است. موترها بسیار جدید و مدل سال اما خاک آلود  هستند. نیروهای نظامی خارجی و اردوی ملی در هر سرک کابل به چشم می خورند. البته این برای امنیت شهر خوب است. بالای شهر را غباری از دود و خاک پوشانده است و به شهرنشینان کابل اجازه نمی دهد که هوای پاک تنفس کنند. اینجا حال و هوای دیگریست.  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Feb 2010 09:43:43 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند روزی است که  در شهر هرات هستم. شهر خاک آلود و یا هم بعضی روزها بارانی که تمام کوچه ها و سرک ها را گل و لای پوشانده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هنگامی که دورتر را نگاه می کنی یک لایه گرد و غبار شهر را پوشانده است. اوضاع و احوال شهر از سه سال قبل تقریبا پیشرفت نکرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این شهر - پدر همسرم که چند ماهی ناخوش و مریض حال بود پدرمانند منتظر دیدن ما بود که با رسیدن به خانه - او را عیادت و به دست بوسی اش رفتیم و از دیدنمان بسیار خوشحال شد. او حرف های آخر زندگی اش را در آن هنگام با ما می زد. به ما می گفت که چه خوب شد که ما را دیده و از این قبیل حرفها.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من هم از شدت ماندگی سفر زودتر از شبهای دیگر خوابیدم که فردا بتوانم با سرحالی او  و دیگران را ببینم و با آنها صحبت کنم که متاسفانه سحرگاهان روز بعد با خبر بسیار ناگوار و بد از خواب بیدار شدم که پدر خانمم چشم از جهان فرو بسته.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;انا لله و انا الیه راجعون&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خداوند رحمتش کند و روحش را شاد گرداند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من هم با هیجان به نزدش شتافتم که دیدم روحش به آسمانها پرواز کرده است. قرآن را برداشتم و تا صبح که دوستان و اقارب باخبر شدند و آمدند به قرائت پرداختم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مرگ چیزی است که در خانه همه را می زند البته بعضی ها را زودتر و بعضی ها را دیرتر. همه هم در همین مسیر در حرکت هستند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این چند روز هم به تشیع جنازه و فاتحه و قرآن خوانی سپری شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چقدر غمگینم که عزیزی را از دست داده ام. و در حالت دیگر راضی هستم که بعد از دو سال او را دیدم و او ما را دید و دقایقی را با هم گفتگو کردیم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;ما از او هستیم و به سوی او می شتابیم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 23 Jan 2010 14:26:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو عیسوی </title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;این روزها در این سرزمین حال و هوای دیگریست. هر کس را که ببینی سال نو و عید کریسمس را به دیگری تبریک می گوید. همه با چهر ه یی بشاش و شادتر از قبل از خانه می برایند و در مترو - بس لینی و در سرک ها خوشحالتر به نظر می رسند. دانشجویان را که می بینی اولین حرفشان این است که تعطیلات سال نو را چگونه سپری می کنی و از این قبیل حرفها...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سال نو امسال مملو از شادی است به خاطر اینکه همراه است با برف سنگین. سال جدید در اینجا بدون برف چندان معنا ندارد و در چند سال آخر سال نو بدون برف بود. اما امسال غیر از آن است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;امتحانات هم در بعضی از رشته ها به پایان رسیده و در بعضی از رشته ها و فاکولته ها برای روزهای بعد از تعطیلات مانده. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بنده هم امتحانات را با موفقیت کامل تمام کردم. و حال از درس و امتحان خبری نیست. برای یک دوره کار عملی آماده می شوم که بعد از آن هم دفاع پایان نامه ام پیش رو است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 Dec 2009 14:11:48 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سوز سردی</title>
<link>http://naderi-asef.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند روزی است که هوای بسیار سرد، تا منفی ۳۰ درجه زیر صفر مسکو را احاطه کرده است. مردم بومی این شهر با این سردی عادت کرده اند و از سردی بسیار زیاد هوا لذت می برند. منتها برای خارجی هایی که از کشورهای شرقی بدینجا آمده اند و زیست می کنند، بسیار سخت تمام می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در این روزهای بسیار سرد، صبح که از خانه بیرون می شوی، احساس می کنی که بعد از دقایقی بینی ات یخ زده و تنفس کردن دشوار می شود. علاوه بر این همین دیروز بود که برف سنگینی باریده بود و راه رفتن بسیار دشوارتر از این حرف ها بود. جالب اینجاست که وقتی صبح پسرکم را به کودکستان می بردم اولین باری بود که در این برف سنگین از خانه بیرون می شد، از من پرسید &quot; چرا امروز راه رفتن اینقدر سخت است&quot; من هم در مسیر راه برف و باریدن برف را برایش توضیح دادم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همیشه به این فکر می کنم که هموطنانم در وطن خود ما چقدر زجر می کشند از این سردی هوا و برف و باران که امکانات نیز یا نیست یا بسیار اندک است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Dec 2009 16:02:05 GMT</pubDate>
<dc:creator>naderi-asef</dc:creator>
<guid>http://naderi-asef.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

